شکوفایی

Wednesday, April 09, 2008

شکوفایی

امروز صبح که می خواستم برم بیرون چشمم خورد به جوانه های تازه بوته گل رز! در کمال نا باوری دیدم به جای زخم هایی که در اثر قیچی آقا اردلان بر روی تن بوته گل بوجود آمده بودن جوانه تازه زده و بوته آماده شده برای شکوفایی!
با خودم گفتم دیروز که بوته را نگاه میکردم اثری از این جوانه ها نبود و چطور از جایی که زخم قیچی خوردن اینطور جوانه های تازه زدن بیرون!؟
پیش خودم گفتم سختی های زندگی همچون قیچی باغبانی پر بال آدم را هم حرس میکنن و باعث شکوفایی و جوانه زدن امیدهای تازه ای به جای زخم های کهنه روزگار توی تن هر کداممان میشن

saharweb_pic0020.JPG

یک شب آتش در نیستانی فتاد
سوخت چون اشکی که بر جانی فتاد

شعله تا سرگرم کار خویش شد
هر نیی شمع مزار خویش شد

نی به آتش گفت: کین آشوب چیست؟
مر تو را زین سوختن مطلوب چیست؟

گفت آتش بی سبب نفروختم
دعوی بی معنیت را سوختم

زانکه می گفتی نیم با صد نمود
همچنان در بند خود بودی که بود

مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بی دردی علاجش آتش است
آتش است
آتش است

18055

/ 3 نظر / 20 بازدید
neda

koshti ashegh

neda

koshti ashegh

neda

koshti ashegh