سلام مریخی!!!

 فقط رو نظرخواهی کلیک و کنین و ( با اسم و آدرس وبلاگ یا بدون اون ) بگین به نظرتون من چه خصوصیاتی دارم و منو چه جور آدمی میشناسین  مهدی ( رختکن خاطرات ) : چهارشنبه 19 آذر ساعت 8:15 شب دم سینما سپیده . قرار هم دیدن فیلم دار و دسته های نیویورک هست . هرکس دوست داشت بیاد چون همونجا بلیط می گیریم . اگردوست داشتید هم این قرار رو توی بلاگتون اعلام کنید تا دوستای شما هم بیان . برای مسابقه ادبی وبلاگ والس باید تا پایان آذرماه براشون یه داستان کوتاه بفرستین . داستان من رو هم گذاشتن توی وبلاگی که به همین منظور راه اندازی کردن .  دنیای وبلاگی : لطفا اگه خواستین رو لینکی کلیک کنین ، حتما همزمان با کلیک ، شیفت رو نگه دارین تا تو یه صفحه جدید باز بشه .

 .   hodajoony: salam doostan inbaar ham blogrha moasertarin sherkat konandeha khahand bood . bale , inbar dar jashne bozorge mehrane in ra baraye chandomin bar sabet mikonim . in pm ra baraye digar doostanetan niz zend konid ta hame ba khabar shavand . http://arezoo29590.persianblog.com va http://1mardetanha.persianblog.com ba khabarhaye takmili baraye gharare blogerha dar jashne mehranearezoo_2002: salam dostane aziz jome baraye jashne tavalode mehrane dore ham jam mishim baraye inke bishtar bedonid www.aryanblog.como bekhonid SEND 2 ALL arezoo_2002: agar ham kasi chizi baraye forosh dare mesle(host o domain va...) va dost dare ke ba ma hamkari kone hatman dar jaryanemon bezare....be omide didare hame shoma azizan raazemagoo: THE FIVE SECRETS OF A PERFECT RELATIONSHIP 1. It is important to find a woman who keeps a tidy home, who cooks, who cleans up and has a good job. 2. It is important to find a woman who can make you laugh. 3. It is important to find a woman who you can trust and who doesn't lie to you. 4. It is important to find a woman who is good in bed and who likes to be with you. 5. It is very important that these four women don't know each other!!!  http://www.khabgard.com/bsa/candidates_webloggers.htmhttp://www.uswr.ac.ir/sina_jozve_msafsordegi.htmhttp://www.goftman.com/forums/history/topic/5255-1.htmlhttp://www.uswr.ac.ir/sina_jozve_ms2.htmhttp://members.lycos.co.uk/linkdony/day/day.jpg arshiastar: http://www.voiceyourself.comarshiastar: http://www.iranazad.com/akhbar20031206_files/akhbar20031206-7.htmarshiastar: http://www.eilyamonfared.com/flash2.htm s_zarkoob: http://www.funiran.com/gotourl.php?id=684s_zarkoob: http://piv.pivpiv.dk خیلی توپه pesare khoob yadet raft tel bedi ke bidaret konam alishms: http://www.funiran.com/gotourl.php?id=684 asbe abiye raghase bi adab :http://www.stud.ntnu.no/home/alexannhasti46: http://www.ranginkaman.com/top/dnb.htm the_lit_sis: http://www.sharemation.com/laat/baby-fear2.jpg http://laat.persianblog.com ye honarmande ye estedad ! the_lit_sis: http://www.jadi.net/other/tsf.htm fekr mikonam kheili jaleb bashe mizane salmate falsafeye afrad ro mohasebe mikone ! khahar koochike! raazemagoo: http://www.infonegocio.com/xeron/bruno/italy.htmlhodajoony: http://www.funiran.com/gotourl.php?id=684diyaremehr: http://www.jettaped.com/Webboard/File/JettapedTP1387.swfmahsalove2002: http://www.mrsignandprint.com/movies/movies.mv?moviename=footprintsarshiastar: http://www.petitiononline.com/Batebi/petition.htmlarshiastar: http://farshad-h.persianblog.com  in belogo bebinin dar hemayat az panahandegan neveshte mishe mamnon arshiasahel0_0aram: http://www.lebonze.com/stuff/move.htmmahsalove2002: http://www.funiran.com/gotourl.php?id=684


دنیای من : هر روز از خواب پا میشم . یه چایی اگه نگذاشته باشن می گذارم . اینترنت وصل میشم و ی اکانتم رو که هر روز به صورت ماهانه روزی یک ساعت دارم تموم می کنم . تلویزیون فوتبالی سریالی چیزی داشته باشه می بینم . با یکی دو تا از وبلاگ نویسا صحبت تلفنی می کنم . اگه قرار وبلاگی باشه می رم . نهایت شاید برم یه خرید کوچولویی بکنم و یه فیلم هم کرایه کنم. صبر می کنم تا 12 شب بشه و اکانتم باز شه که بتونم ببینم چند تا نظر دارم . دنیای من تکراریه . از چیش باید بنویسم !؟ فقط می دونم که نمی دونم از این دنیا چی میخوام . خدای مهربون هرچی بخوام بهم میده ! موندم برای چی دیگه ازم می خواد که سعی و تلاش کنم . پالان نامه رو هم که بی خیالش شدم . میگم خوب حالا اینم بنویسم که چی بشه ؟ واقعا ؟ هم انگیزه اش نیست هم حس و حالش . تنها کاری که دارم وبلاگ خونی و وبلاگ نویسیه . اینجا رو هویت خودم می دونم . وبلاگایی هم که سر می زنم سعی می کنم بخونم .  دنیای بزرگان : با داداشم رفتیم ناصرخسرو . یه سری چیز می خواست . از بغل ساختمون مخابرات تا توی ناصرخسرو شاید 20-30 نفر همش داد می زدن یا سوال می کردن : دارو ؟ ... چند جا سر زدیم . داداشم یه سری چیز که خریده بود داد دست من و رفت یه جا برگرده . یه بنده خدا یه سری لوله که حالت چوب پرده بود  رو روی موتورش سوار کرده بود . فک کنم یکی ازش پرسید از اینا بزرگتر هم داری ؟ و جواب شنید : از این بزرگترا رو گذاشتم برای بابات ! اونم جواب داد : برای کدومشون ! (  بعد برای پیرمرد واکسی که گفت فهمیدم لوله هاییه مخصوص لوله کشی های خاص – بالای سر پیرمرد واکسی ، رو در مغازه ای که بهش تکیه داده بود ، نوشته بود : هوالرزاق ) یهو یه سری بساطی که دو تاشون پاکتای سیگار دستشون بود و یکی دیگه چند تا لیوان یه بار مصرف با یه کیسه بزرگ ، سریع دویدن تو پاساژی که من توش بودم . سیگاریا از یه پله به دو وسایلشون رو بردن بالا . اون مردی که لیوان یه بار مصرفا دستش بود گفت مامورای شهرداری ریختن .  جلوی یه دکه کلید سازی واستاده بودم که همه کاری می کرد . یه بنده خدایی باهاش دعوا داشت . آخه دو تا تلفن رو دکه گذاشته بود . تلفن سکه ای ( 5 تومان ) و تلفن غیر سکه ای 200 تومان ! خریدا تموم شد و یه تاکسی دربست گرفتیم . جلوی تاکسی دو نفر که باهاش بودن نشسته بودن ! یکیشون با صدایی خراشدار انگار که سرما خورده باشه صحبت می کرد . فلافل هم داشتن می خوردن . بهش گفتم : این فلافل واست ضرر داره . گفت نه آقا ، رفیق ناباب یه ساله منو به این روز انداخته ! به راننده تاکسی می گفتن عمو . می گفت حوصله ادامه تحصیل رو نداره اما ( عمو ) می گفت تو بیل هم دست بگیری لیسانس داشته باشی ، یه حساب دیگه ای روت باز می کنن × کلاس داره !   با عمو سر این حرف می زدن که راضیش کنن شب ببرنش شمال و اونم هی می گفت حریف همه میشم اما این خانم رو نمی دونم چی کار کنم ! اونام بهش پیشنهاد می دادن که شراب هم می تونن جور کنن و عشق و حال . همینطور قرص . اون یکی هم از خاطرات حشیش کشیدنش تعریف می کرد ، یه حرفایی هم از جنس زدن که من حالیم نشد ! شب هم یه ماشین سوار شدم برم خونه . طرف می گفت شوفر بوده و خارج بلغار یا سوریه می رفتن . دو تا راننده بودن و یه خدمه هم می تونستن ببرن ( به قول خودش از تجریش از این آکله ها سوار می کردن و می بردن ) دفعه اول که میرن 12 تا آبجو می گیرن دوتایی و عشق و حال . و از اون به بعد هم کارشون میشه رفتن بلغار با اینکه سوریه بیشتر پول واسشون داشته اما دردسر هم داشته چون زائرها رو باید میگردوندن ! یه دفعه که مست کرده بوده تو ماشین ، ( شب بوده و فقط چراغهای با نور کم شب روشن بوده ) تو آینه نگاه می کنه به این خدمه میگه چرا اینا حجاب ندارن ؟! الان ایست بازرسی برسیم چی میشه ، بهش میگه نیم ساعت پیش مرز رو رد کردیم . چراغو روشن می کنه و می بینه بعضیا تاپ تنشونه ! خود خدمه رو نگاه می کنه میبینه مینی ژوپ و ( فکر کنم سوتین ! ) تنشه ! بلغار که میرن کلی دریا خوش می گذرونن . هر سفر باید 18 ملیون داشته باشه اما اینا 7 ملیون بر می گردوندن ! مثلا آبجو با خودشون می آوردن . می گفت لب دریا خانم هم می بردن  ( اون دفعه که میره این خدمه رو هم نمی بره با خودش دریا از بس ریخته بوده ! )( ایشون الان یه زن و یه بچه هم داره . بهش گفتم واسه چی تابستون نمیری که اونا رو هم بتونی ببری ؟ گفت نه اونا دست پاگیرم هستن ! )  یه قسمت دیگه راه رو هم با مینی بوس رفتم . یه نفر داشت به بغل دستیش می گفت : فلانی بهم گفته : " من از کارت خوشم میاد ، با سیستم من هم آشنایی ، حالا باید مبلغ تعیین کنی . مهندس فلانی و فلانی هم ملیونی دارن ازم می گیرن " و بعد اضافه کرد : تازه ماشین و موبایل هم ازش گرفتن . ( من هنوز دارم به جمله روی در بالای سر اون کفاش فکر می کنم : هو الرزاق )

/ 4 نظر / 22 بازدید
~سحر~

سلام من که نفهمیدم یعنی چی!؟ اینجا چه خبره!؟

الهام.ف

مردان مریخی زنان ونوسی ... یادمه هفت سال پیش اینجا با این مبنا و اسم کار میکرد ... یکیتون هم اسمش نیما بود ....امروز بعد از هفت سال دوباره سر زدم دیدم داری مینویسی !

ز.م

سلام آخرین بار شما به من سر زدید سال 82 باز هم سر بزنید. خوشحال میشم.

سحر

سلام ... آخرین باری که اینجا سر زدم هنوز روزی بود که این نوشته ها را برات فرستادم و دیگر هیچ سراغی ازشون نگرفتم! بعضی وقت ها فراموش می کنیم که چی بودیم و چی هستیم!؟ یا اینکه دوست داریم خیلی چیزها را فراموش کنیم!حالا در هر حال گذشته گذشته و کاریش نمی شه کرد ... روز ها که نه شب های خوبی بود تا صبح با اینکه از هم خیلی خیلی دور بودیم اما قلبها مون ( در خیال من)‌خیلی به هم نزدیک بود ...